تبليغاتX
ترانه های رنگ پریده گنــــدم
ترانه های رنگ پریده گنــــدم
پاســــــــاوان

مي مي گذشت از كنارم ، مرد خسته، شكسته

مي مي روم مي نويسم، يك غزل پينه بسته

يك ترك بغض خالي، از كجا سر در آورد

از كجا مي گريزي ، عشق خاطر شكسته

مي شود سايه اي شوم، روي تقدير يك درد

مي نويسم شب و سنگ، خاطره، سايه مرد

رنگهايي كبود و دخترك مست قايق

سيل سيلي هراسان، انزواي دقايق

خاطراتش چگونه از ستاره فرو ريخت

مرد خاكستري شد، دخترك خسته، عاشق

مي گريزد از اينجا و صداي تو برگرد

نيلي نامه ها سرد، فصل رنگين كمان زرد

مي نويسم برايش، شعرسارا و باران

مشق هر ساله اش بود، مرد، دارا،غزل، نان

|+| نوشته شده توسط صدیقه امیدی در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 ساعت 11:29 |


www.badboys05.tk