![]()
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
خرداد 1387
اردیبهشت 1387 آبان 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 جستجو
پیوندها
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
افراد آنلاين:
نفر
|
ترانه های رنگ پریده گنــــدم
پاســــــــاوان شب و بهانه آخر من و سکوت یه تردید صدای پنجره خسته است سفر به سایه خورشید نشسته رو تن سردت تب ترنم بارون رسید به آخر قصه من و شبای خیابون یه روز دوباره ترانه گره به تار دلم زد کجا دوباره رسیدی از انحنای تب و مد بازم دوباره خیابون غم نگاه تو خالی دو دست ، غریبه وتنها یه قصه ، قشنگ و خیالی دو تا ستاره یه خورشید که رمز قصه رو پرسید تو و شبای خیابون یکی که سایه رو فهمید و قصه دوباره ورق خورد و تو به سایه رسیدی مرا به سایه سپردی مرا چه ساده ندیدی |+| نوشته شده توسط صدیقه امیدی در پنجشنبه یازدهم خرداد 1385 ساعت 10:45
|