![]()
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
خرداد 1387
اردیبهشت 1387 آبان 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 جستجو
پیوندها
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
افراد آنلاين:
نفر
|
ترانه های رنگ پریده گنــــدم
پاســــــــاوان چه طالع بلندی که من عروسک نشدم با یه لباس نقره ای رو ویترینا حک نشدم *** چه خوبه ما حرف می زنیم چه خوبه که عاشق می شیم *** وقتی که خستمون می شه به آسمون سر می کشیم *** آشفته بازاری می شد اگه ستاره هم نبود *** آدم که اومد رو زمین هیچی از این جا کم نبود *** عشق امد و زمینی شد مثل تموم آدما *** یکی به فکر آسمون یکی به فکر من و ما *** غم اومد و چه بی هوا نشست تو کنج قلبامون *** بهشتیا خاکی شدن یکی نبوده چشمامون *** دیوارامون کش اومدن خونه هامون کوچک شدن *** عشقای توی قصه ها فقط سیاه وشیک شدن *** فکرشو می کنم حالا کاشکی عروسک می شدم *** با یه لباس نقره ای رو ویترینا حک می شدم ترانه های رنگ پریده گندم *** |+| نوشته شده توسط صدیقه امیدی در شنبه سوم تیر 1385 ساعت 11:38
|