![]()
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
خرداد 1387
اردیبهشت 1387 آبان 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 جستجو
پیوندها
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
افراد آنلاين:
نفر
|
ترانه های رنگ پریده گنــــدم
پاســــــــاوان پري قصه ها شدم از آدما جدا شدم توآينه سايه شدي من با تو بي صدا شدم يه قصه خاكستري يه ديو بد بود وپري جادوي قصه هات شدم منو كجا باز مي بري مترسكي ترسو شدي تو قصه ها جادو شدي كلاغا باز نوكت زدن تو باز بي آبرو شدي پري مهربون شدم واسه راهت نشون شدم تو منو جا گذاشتيو منم يه آسمون شدم بارون اومد تو قصمون باريد رو خاك خستمون باريدمو نباريدي من ميرمو تو باز بمون موندي وخسته تر شدي بازم شكسته تر شدي گريه هامو نديديو از نم اونا تر شدي |+| نوشته شده توسط صدیقه امیدی در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 ساعت 22:3
|