تبليغاتX
ترانه های رنگ پریده گنــــدم
ترانه های رنگ پریده گنــــدم
پاســــــــاوان
یه میم تیله ای مثل چشای ناز مهتابیت

که واپس مونده کنج دل صدای مخمل آبیت

نمی شناسم تورو شاید ولی نزدیکی ودوری

شبیه قصه کوچه شبیه باغ انگوری

تو آبی سبز بی رنگی ولی من مثل خاکستر

رسیدی ار ته قصه رسیدی باشب آخر

هزارویک شب وحشی یکی بود ویکی مرده

کی بود با یک شب مهتاب دوباره عشقو آورده

کنار آب وپای بید وطبع شعرو اسم تو

وبعد از نام او هر روز بنویسم بسم تو

دلم دلتنگه هر روزه  یه روز روشن آبی

لالالالا گل پونه  لالالالا تو هم خوابی

کجا باید رسید از تو  به من دنیای بی فریاد

کی بود دنیامو دزدیدو   کی بود با سادگی همزاد

یه گنبد بود ویک دنیا  یکی بود ونبود من

چشای مسخ وبی روح و دل سردو کبود من

|+| نوشته شده توسط صدیقه امیدی در شنبه دوازدهم خرداد 1386 ساعت 12:38 |


www.badboys05.tk