![]()
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
خرداد 1387
اردیبهشت 1387 آبان 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 جستجو
پیوندها
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
افراد آنلاين:
نفر
|
ترانه های رنگ پریده گنــــدم
پاســــــــاوان
یه میم تیله ای مثل چشای ناز مهتابیت
که واپس مونده کنج دل صدای مخمل آبیت نمی شناسم تورو شاید ولی نزدیکی ودوری شبیه قصه کوچه شبیه باغ انگوری تو آبی سبز بی رنگی ولی من مثل خاکستر رسیدی ار ته قصه رسیدی باشب آخر هزارویک شب وحشی یکی بود ویکی مرده کی بود با یک شب مهتاب دوباره عشقو آورده کنار آب وپای بید وطبع شعرو اسم تو وبعد از نام او هر روز بنویسم بسم تو دلم دلتنگه هر روزه یه روز روشن آبی لالالالا گل پونه لالالالا تو هم خوابی کجا باید رسید از تو به من دنیای بی فریاد کی بود دنیامو دزدیدو کی بود با سادگی همزاد یه گنبد بود ویک دنیا یکی بود ونبود من چشای مسخ وبی روح و دل سردو کبود من |+| نوشته شده توسط صدیقه امیدی در شنبه دوازدهم خرداد 1386 ساعت 12:38
|